نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
نویسنده
دانش پژوه سطح4 تفسیر تطبیقی، مدرسه علمیه تخصصی رفیعه المصطفی(ع)، تهران، ایران.
چکیده
تازه های تحقیق
چکیده مبسوط
تحول در ماهیت جنگها و پیچیدهتر شدن ابزارهای خشونت در سدههای اخیر، ضرورت بازخوانی و مقایسه نظامهای اخلاقی و حقوقی حاکم بر مخاصمات مسلحانه را برجسته کرده است. از یکسو، در سنت اسلامی بر پایه قرآن و سیره نبوی]، الگوی خاصی از «اخلاق جنگ» شکل گرفته که بر ماهیتی دفاعی، انسانی و محدودکننده تأکید دارد. از سوی دیگر، در دوران معاصر «حقوق بشردوستانه بینالمللی (IHL)» بهعنوان چارچوب رسمی و جهانی تنظیم رفتار در جنگها تدوین شده است و امروز مبنای حقوقی سنجش مشروعیت و حدود عملیات نظامی به شمار میآید. با وجود قدمت تاریخی اخلاق جنگ اسلامی و پیشینه حقوقی IHL، همچنان این پرسش مطرح است که میزان همگرایی یا اختلاف این دو نظام چیست و آیا میتوان میان آنها تطابق مفهومی و کارکردی قابل دفاعی یافت؟ پیچیدگی این موضوع زمانی بیشتر میشود که در مخاصمات معاصر به ویژه در جنگ در حال وقوع رمضان در ایران اسلامی، موارد متعددی از نقض قواعد بینالمللی گزارش میشود و پرسش درباره کارآمدی و مبانی اخلاقی این نظامها برجستهتر میگردد. هدف این مطالعه ارائه تحلیلی تطبیقی میان اصول اخلاق جنگ در اسلام و قواعد بشردوستانه نوین است، با تمرکز بر اشتراکات، تفاوتها و مبانی مشروعیت جنگ. این پژوهش روش توصیفی ـ تحلیلی دارد و دادههای آن بر پایه آیات قرآن و گزارشهای معتبر از سیره پیامبر اسلام] درباره حدود و اخلاق جنگ و اسناد اصلی حقوق بشردوستانه، شامل کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی ۱۹۷۷ تنظیم شده است. روش کار بر استخراج اصول، مقایسه مبانی و تحلیل وجوه اشتراک و افتراق است. اخلاق جنگ در اسلام بر پایه مفهوم «جهاد» تعریف میشود که مفهومی چندلایه بوده و در بعد نظامی صرفاً زمانی مشروعیت مییابد که ماهیتی دفاعی داشته باشد و در راستای دفع ظلم، حمایت از مظلومان و بازگرداندن امنیت به جامعه صورت گیرد. قرآن صریحاً جنگ آغازگرانه و توسعهطلبانه را نفی میکند و بر محدودیت شدید در استفاده از زور تأکید دارد. از سوی دیگر، آیات مرتبط با حرمت تعرض به غیرنظامیان، رعایت شأن و کرامت اسیران، ممنوعیت تخریب بیجهت و فسادی که به محیطزیست و اموال عمومی آسیب میزند، چارچوب اخلاقی دقیقی را ارائه میدهد که در سیره پیامبر اسلام] بهصورت کامل اجرا شده است. گزارشهای تاریخی نشان میدهد که پیامبر] پیش از هر جنگ، دعوت به مذاکره، صلح و هشدار اخلاقی را مقدم میداشت و در میدان نبرد نیز فرماندهان را از کشتن زنان، کودکان، سالخوردگان، بیماران، راهبان و نیز تخریب دستاوردهای زیستی و اقتصادی نهی میکرد. در مقابل، حقوق بشردوستانه بینالمللی در قالب مجموعهای از مقررات الزامآور شکل گرفته که هدف آن کاهش رنجهای انسانی در مخاصمات است. اصول کلیدی IHL مانند «تمایز» میان رزمنده و غیررزمنده، «تناسب» در میزان حمله و جلوگیری از خسارات غیرضروری، «احتیاط» در عملیات و «ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی»، چارچوبی حقوقی و کاربردی ایجاد میکند. حفاظت از مجروحان، بیماران، اسیران جنگی و کارکنان پزشکی نیز از پایههای این نظام حقوقی است. همچنین قواعد مرتبط با ممنوعیت بهکارگیری سلاحهای دارای آثار بیرویه یا غیرقابلکنترل، گام مهمی در جهت محدودسازی خشونت محسوب میشود. مقایسه این دو نظام نشان میدهد که بخش مهمی از اصول انسانی جنگ در هر دو مشترک است. با این حال تفاوتهایی نیز در مبانی و سازوکارها دیده میشود. در اسلام، مشروعیت جنگ اساساً اخلاقی ـ معنوی و مبتنی بر عدالت، دفاع و مقابله با ظلم است، در حالی که IHL و نظریه جنگ عادلانه در غرب عمدتاً از بنیانی حقوقی، نهادی و سیاسی برخوردارند و مشروعیت جنگ را به معیارهایی نظیر تصمیم مرجع صلاحیتدار یا وجود تهدید معیّن پیوند میدهند. تفاوت دیگر در مفهوم «ضرورت نظامی» است؛ جایی که IHL در شرایط خاص امکان هدف قرار دادن برخی اهداف با کاربری دوگانه را میپذیرد، اما اخلاق جنگ در اسلام محتاطانهتر بوده و از هرگونه تعرض غیرضروری منع میکند. با وجود این اختلافات، هر دو نظام در غایت خود یعنی کاهش خشونت و حفظ کرامت انسان همسو هستند. نتیجه این است که مطالعه تطبیقی میتواند به فهم عمیقتر ابعاد اخلاقی و حقوقی جنگ کمک کند. بررسی تطبیقی نشان میدهد که اخلاق جنگ در اسلام، با اتکا به قرآن و سیره پیامبر]، دارای نظامی دقیق، انسانی و محدودکننده خشونت است که بسیاری از اصول حقوق بشردوستانه معاصر را قرنها پیشتر در خود جای داده است.
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
Abstract
The evolution in the nature of wars and the increasing sophistication of the means of violence in recent centuries have highlighted the need to review and compare the ethical and legal systems governing armed conflicts. On the one hand, in the Islamic tradition based on the Quran and the Prophet's life, a specific model of "ethics of war" has been formed that emphasizes a defensive, humane, and restrictive nature. On the other hand, in contemporary times, "International Humanitarian Law (IHL)" has been developed as a formal and global framework for regulating behavior in wars, and today it is considered the legal basis for assessing the legitimacy and limits of military operations. Despite the historical antiquity of Islamic war ethics and the legal background of IHL, the question remains as to what is the degree of convergence or divergence between these two systems and whether a defensible conceptual and functional correspondence can be found between them?
کلیدواژهها [English]
اخلاق جنگ در قرآن و سیره پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم؛ مطالعه تطبیقی قواعد بشردوستانه در جنگهای جدید
چکیده
تحول در ماهیت جنگها و پیچیدهتر شدن ابزارهای خشونت در سدههای اخیر، ضرورت بازخوانی و مقایسه نظامهای اخلاقی و حقوقی حاکم بر مخاصمات مسلحانه را برجسته کرده است. از یکسو، در سنت اسلامی بر پایه قرآن و سیره نبوی، الگوی خاصی از «اخلاق جنگ» شکل گرفته که بر ماهیتی دفاعی، انسانی و محدودکننده تأکید دارد. از سوی دیگر، در دوران معاصر «حقوق بشردوستانه بینالمللی (IHL)» بهعنوان چارچوب رسمی و جهانی تنظیم رفتار در جنگها تدوین شده است و امروز مبنای حقوقی سنجش مشروعیت و حدود عملیات نظامی به شمار میآید. با وجود قدمت تاریخی اخلاق جنگ اسلامی و پیشینه حقوقی IHL، همچنان این پرسش مطرح است که میزان همگرایی یا اختلاف این دو نظام چیست و آیا میتوان میان آنها تطابق مفهومی و کارکردی قابل دفاعی یافت؟ پیچیدگی این موضوع زمانی بیشتر میشود که در مخاصمات معاصر به ویژه در جنگ در حال وقوع رمضان در ایران اسلامی، موارد متعددی از نقض قواعد بینالمللی گزارش میشود و پرسش درباره کارآمدی و مبانی اخلاقی این نظامها برجستهتر میگردد. هدف این مطالعه ارائه تحلیلی تطبیقی میان اصول اخلاق جنگ در اسلام و قواعد بشردوستانه نوین است، با تمرکز بر اشتراکات، تفاوتها و مبانی مشروعیت جنگ. این پژوهش روش توصیفی ـ تحلیلی دارد
کلید واژهها: جنگ، اخلاق جنگ، قواعد بشردوستانه، سیره پیامبرَ
مقدمه
در جهان پیچیده و بهشدت متصل امروز که دامنه و ماهیت درگیریها به طور مداوم در حال تحول است، بحث پیرامون اخلاق حاکم بر جنگ و محدودسازی خشونت، اهمیتی حیاتی یافته است. از یک سو، نظام حقوق بینالملل بشردوستانه (IHL) ، با تکیه بر کنوانسیونهای ژنو و لاهه، تلاش میکند تا مرزهای قابل قبول درگیری مسلحانه را تعیین کند؛ از سوی دیگر، سنتهای دینی عمیق، بهویژه تعالیم اسلام که در قرآن کریم و سیره منور پیامبر اکرم] مدون شده، قرنها پیش چارچوبی اخلاقی و عملی برای محدود کردن تعرض و حفظ کرامت انسانی در زمان جنگ ارائه کردهاند. این پژوهش با مطالعه تطبیقی قواعد اخلاقی در میدان نبرد، از منظر قرآن و سیره، نه تنها ابعاد مختلف این آموزهها را روشن میسازد، بلکه پتانسیل آنها را برای پاسخگویی به چالشهای معاصر برجسته میسازد. برای مثال چه مؤلفههایی به عنوان محورهای اخلاقی از منظر قرآن و سیره پیامبر] در خلال جنگ مطرح است؟ و نقاط اشتراک و افتراق این آموزهها با قواعد بشردوستانه در جنگهای جدید کدام است؟
در سالهای اخیر کتب و مقالاتی پیرامون این موضوع نگاشته شده که برخی از آن عبارتند از:
ـ. پیشوایی، م. (1389ش). تاریخ اسلام از جاهلیت تا رحلت پیامبر اسلام]. دفتر نشر معارف.
ـ. جهانتیغ، ح؛ نجفی، ح. (1397ش). نقش و جایگاه پروتکلهای الحاقی به کنوانسیون ژنو 1949 در حقوق بینالملل.
ـ. موسوی میرکلائی، ط. (1392ش). راهکارها و ضمانت اجراهای حقوق بینالملل بشردوستانه با تأکید بر ماده 1 مشترک کنوانسیونهای ژنو 1949.
منابع نامبرده منحصراً در حول موضوع خود از جنبه تاریخی یا حقوقی پرداختهاند؛ در مقاله حاضر جنگ و قواعد بشردوستانه ناظر به آن از دو جنبه اخلاقی و حقوقی و به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته است. نوآوری این تحقیق در تلفیق دو حوزه مهم و در عین حال نسبتاً مجزا، یعنی مباحث عمیق اخلاق جنگ در اسلام و قواعد مدرن حقوق بشردوستانه و تلاش برای ارائه یک چارچوب تطبیقی جامع و کاربردی برای چالشهای معاصر است.
1ـ مفاهیم کلیدی
جنگ: در لغت به معنای جدال، قتال، نبرد، پیکار و رزم است (دهخدا، 1373ش، ج5، ص 6918). در اصطلاح به معنای «درگیری مسلحانه سازمانیافته بین دو یا چند کشور یا گروه مسلح با اهداف سیاسی، اقتصادی یا ایدئولوژیک» است (حسینی، م. 1387ش، ج1، ص56؛ حسینی، م. 1387ش، ج1، ص144).
اخلاق جنگ: اخلاق در لغت به معنای خلق، منش، رفتار و دانش بد و نیک خویهاست و در اصطلاح هنجارهای مورد قبول جامعه که نشاندهندۀ درستی یا نادرستی رفتار اشخاص است (دهخدا. 1373ش، ج1، ص1537).
اخلاق جنگ به مجموعه قواعد و ارزشهای اخلاقی، انسانی و اسلامی اطلاق میشود که در تمام مراحل جنگ (قبل، حین و پس از جنگ) باید رعایت شوند (حسینی، م. 1387ش، ج1، ص315).
قواعد بشردوستانه: قاعده در لغت به معنای پایه، اساس و بنیاد آمده است. بشردوستانه به معنای انساندوستانه و انسانگرایانه، یعنی آنچه که دوستدار انسان و بشریت است و قواعد بشردوستانه معادل است با اصول و بنیادهای انساندوستانه و انسانگرایانه (دهخدا، 1373ش، ج1، ص 1537). این عبارت در اصطلاح به معنای اصول و بنیادهای انساندوستانه و انسانگرایانه است که در حقوق بینالملل به مجموعه قواعد محدودکننده آثار جنگ اطلاق میشود. این قواعد در کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی آن تدوین شدهاند (حسینی، م. 1387ش، ج1، ص307).
2ـ اخلاق جنگ در قرآن و سیره پیامبر]
در قرآن کریم مفهوم جنگ در چارچوبی اخلاقی و هدفمند تعریف و با عنوان جهاد از آن یاد میشود. جهاد مفهومی گستردهتر از جنگ دارد و هرگونه تلاش در مسیر حق را شامل میشود، اما بخش نظامی آن تنها زمانی مشروع است که جنبه دفاعی داشته باشد. آیات متعددی مانند ﴿وَ قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَ لَاتَعْتَدُوا﴾ (بقره،۱۹۰) تصریح میکنند که جنگ ابتدایی و بدون دلیل یا برای توسعهطلبی ممنوع است. قرآن جنگ را صرفاً در صورت دفع ظلم، رفع فتنه، بازگرداندن امنیت و دفاع از مؤمنان مجاز میداند و انگیزههای مادی مانند کسب غنائم را به شدت نفی میکند.
اصول اخلاقی جنگ در قرآن چارچوبی دقیق و انسانی دارد. تعرض به غیرنظامیان صریحاً ممنوع است و قرآن بر حرمت جان و مال بیگناهان تأکید میکند. آیه ﴿لَایَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ… أَنْ تَعْتَدُوا﴾ (مائده،۲) نشان میدهد حتی دشمنی با دشمن نباید موجب ظلم شود. همچنین رفتار انسانی با اسیران از مهمترین دستورات قرآنی است (انسان،8)؛ ممنوعیت شکنجه و مثلهکردن نیز از اصول ثابت اخلاق اسلامی است. تخریب محیطزیست و منابع نیز ممنوع است؛ آیه ﴿وَ لَاتُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ﴾ (بقره،۶۰) با گستره معنایی خود هرگونه ویرانی بیجهت، از جمله سوزاندن مزارع یا قطع درختان را نهی میکند.
پایبندی به عهد و پیمان حتی با دشمن از دیگر اصول اخلاق جنگ است و قرآن کریم در آیه ﴿أَوْفُوا بِالْعُقُودِ﴾ (مائده،۱) بر رعایت تعهدات تأکید میکند. در کنار این موارد، اصل تناسب در مقابله با دشمن نیز مطرح است؛ یعنی شدت عمل تنها به میزان ضرورت و در چارچوب عدالت مجاز است، نه بیشتر. آیه ﴿فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ﴾ (بقره،۱۹۴) نشان میدهد که مجازات نباید از حد عادلانه تجاوز کند.
سیره عملی پیامبر اسلام] تصویری روشن از اخلاق جنگ در صدر اسلام ارائه میدهد. در غزوات و سریههای مختلف، از بدر و احد تا فتح مکه، پیامبر] همواره بر اصول انسانی پیش از آغاز نبرد تأکید میکرد (واقدی، المغازی، 1409ق، ج1، ص115). ایشان به فرماندهان سفارش میفرمود که زنان، کودکان، سالخوردگان، بیماران و راهبان را نکشند و از تخریب مزارع، سوزاندن درختان و ویران کردن خانهها خودداری کنند. در بسیاری از گزارشها آمده است که پیامبر] پیش از هر جنگی ابتدا دعوت به صلح، گفتوگو و هشدارهای اخلاقی را مقدم میداشت و جنگ تنها زمانی آغاز میشد که دشمن حمله را شروع کرده یا راهی جز دفاع باقی نمیگذاشت (ابن هشام، السیرة النبویة، 1411ق، ج2، ص258).
در میدان نبرد، رفتار ایشان با دشمنان و اسیران بر پایه کرامت انسانی استوار بود. حتی اسیران جنگ بدر با وجود دشمنی آشکار، محترم شمرده شدند و رهایی آنان غالباً با فدیه یا آموزش سواد صورت گرفت (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالبD، 1379ق، ج1، ص189). پس از پایان جنگها نیز روش ایشان بر عفو و گذشت استوار بود؛ نمونه روشن آن عفو عمومی پس از فتح مکه است (طبری، تاریخ الامم و الملوک، 1387ق، ج3، ص125). واقعه حدیبیه نیز نمونهای برجسته از پایبندی پیامبر] به عهد است (مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج20، ص350).
3ـ قواعد بشردوستانه ناظر به جنگ
حقوق بشردوستانه بینالمللی (IHL) مجموعهای از قواعد است که با هدف کاهش آلام انسانی در جنگها و محدود کردن خشونت نظامی شکل گرفته است. ریشه این نظام حقوقی در کنوانسیونهای لاهه و ژنو و پروتکلهای الحاقی آنهاست. اسنادی مانند کنوانسیونهای ژنو (۱۹۴۹)، پروتکلهای ۱۹۷۷ و اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی (ICC) ستونهای حقوقی این ساختار را تشکیل میدهند و مبنای پیگرد جنایات جنگی به شمار میآیند (جهانتیغ، ح؛ نجفی، ح، 1397ش، ش5، ص45). برای نمونه اصل تمایز تأکید میکند که تنها اهداف نظامی قابل حمله هستند، در حالی که اصل تناسب از حملاتی جلوگیری میکند که خسارت جانبی آن بر غیرنظامیان وارد میآید. به همین دلیل حفاظت از مجروحان، بیماران، اسیران جنگی و کارکنان پزشکی در IHL جایگاهی بنیادین دارد. ممنوعیت سلاحهای بیرویه و کشتار دستهجمعی، ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی از دیگر قواعد این نظام حقوقی محسوب میشوند (موسوی میرکلائی، ط. 1392ش، ش83، ص185).
بدعهدی کشورها و نقض قواعد بینالمللی جنگ، یکی از عوامل اصلی تضعیف نظام حقوق بشردوستانه (IHL) است. در جنگهای سالهای اخیر موارد متعدد گزارش شده است که شامل حمله به زیرساختهای غیرنظامی (مانند مناطق مسکونی، بیمارستانها یا خدمات حیاتی) و استفاده از روشها یا سلاحهایی است که نمونههای آن به وفور در حملات به فلسطین اشغالی و مردم مظلوم غزه و سایر کشورهای اسلامی با هدف مبارزه آشکار با کیان اسلام صورت گرفته است (عزیزی، س، 1392ش، ش1، ص90). در جنگ رمضان نیز به شهادت رساندن قائد امت حضرت آیتالله شهید سیدعلی خامنهای8 و سایر فرماندهان دلاور و مقامات برجسته ایران اسلامی، نمونه بارز نقض قوانین بینالمللی است. آنچه در حماسه جنگ تحمیلی سوم در حال وقوع است، مصداق بارز رویارویی تمام عیار جبهه حق و باطل بوده و جمهوری اسلامی ایران نشان داد که به تمام موازین اخلاقی جنگ پایبند است و در مقابل، دشمن آمریکایی ـ صهیونی از هیچ رفتار ددمنشانه و ضدبشری فروگذار نمیکند.
5 ـ برسی تطبیقی اخلاق جنگ در اسلام با قواعد بشردوستانه
تحلیل تطبیقی اخلاق جنگ در اسلام با قواعد بشردوستانه نوین، نشان از وجود اشتراکاتی میان این دو نظام است. هر دو رویکرد بر ضرورت حفاظت از غیرنظامیان تأکید دارند. ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی، حرمت تخریب بیرویه محیطزیست و اموال عمومی و لزوم پایبندی به عهد و پیمان از مهمترین نقاط تلاقی میان این دو است.
در کنار این اشتراکات، تمایزهای مهمی نیز دیده میشود. تفاوت اصلی در مبنای مشروعیت جنگ مطرح است؛ در اسلام، جهاد مفهومی اخلاقی ـ معنوی است که مشروعیت آن بر دفاع، دفع ظلم و حمایت از مظلومان مبتنی است؛ در حالی که نظریه جنگ عادلانه در غرب و IHL چارچوبی عمدتاً حقوقی و سیاسی ارائه میدهند که مشروعیت جنگ را به معیارهایی مانند تهدید آشکار، تصمیم نهادهای رسمی یا ضرورت نظامی محدود میکنند (موسوی، ع، 1386ش، ش209، ص55). همچنین مفهوم «ضرورت نظامی» در IHL گاهی اجازه حملات محدود علیه اهداف غیرنظامیِ دوگانهکاربرد را میدهد، در حالی که اخلاق جنگ اسلامی سختگیرانهتر و بر پرهیز از هرگونه تعرض غیرضروری تأکید دارد (حسینی، م، 1387ش، ش3، ص60).
بررسی تطبیقی نشان میدهد که اخلاق جنگ در اسلام، با اتکا به قرآن و سیره پیامبر]، دارای نظامی دقیق، انسانی و محدودکننده خشونت است که بسیاری از اصول حقوق بشردوستانه معاصر را قرنها پیشتر در خود جای داده است.
نتیجهگیری
براساس تحلیل تطبیقی ارائه شده، اخلاق جنگ در اسلام که ریشه در قرآن و سیره پیامبر] دارد، نظامی جامع و انسانی است که قرنها پیش از تدوین قواعد بشردوستانه بینالمللی، اصول اساسی محدودکننده خشونت را ارائه داده است. هر دو نظام بر حفاظت از غیرنظامیان، ممنوعیت شکنجه و تخریب محیطزیست تأکید دارند، اما تفاوت اصلی در مبانی مشروعیت جنگ است؛ اسلام جنگ را تنها در چارچوب دفاع و دفع ظلم مشروع میداند، در حالی که حقوق بشردوستانه معاصر بر معیارهای حقوقی تمرکز دارد.