نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری حقوق بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه، مراغه، ایران.
2 دانشیار پژوهشگاه علوم و فنون هسته ای تهران، ایران
3 دانشیار گروه حقوق دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، ایران.
چکیده
تازه های تحقیق
چکیده مبسوط
در طول جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا، با حملات به اهداف غیرنظامی از جمله تأسیسات انرژی، اصل تفکیک را نقض کردند. این در حالی است که مطابق حقوق بینالملل بشردوستانه جنگ بدون قاعده و قانون نیست. یکی از مهمترین اصول حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه «اصل تفکیک» یا اصل تمایز است. پیام اصل تفکیک بسیار ساده و صریح است. مطابق ماده ۴۸ پروتکل الحاقی اول کنوانسیون ژنو 1949، طرفهای متخاصم باید همواره غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی را از اهداف نظامی متمایز کنند و تنها اهداف نظامی را مورد حمله قرار دهند. بهعبارت دیگر، حملات باید فقط متوجه اهداف نظامی باشد و غیرنظامیان و اموال غیرنظامی نباید مورد هدف قرار گیرند. اصل تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی در قرآن، روایات و احادیث، بهطور صریح و مستقیم در قالب عبارت «تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی» نیامده است، زیرا این مفهوم در عصر مدرن و به ویژه در قوانین بینالمللی جنگ (مثل قوانین بینالمللی جنگ مدرن) شکل گرفته است. اما از دیدگاه اسلامی، اصل حفظ جان و مال افراد و ممنوعیت آسیب به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی مانند اماکن مقدس و تأسیسات غیرنظامی از اصول اساسی، اخلاقی و حقوقی جنگ در اسلام است که بهطور غیرمستقیم، این اصل را تأیید میکند.
این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از پژوهش اسنادی به تبیین جایگاه و آثار و پیامدهای ناشی از نقض اصل تفکیک در حقوق بینالملل و اسلام میپردازد.
پرسش اساسی تحقیق این است که اصل تفکیک چه جایگاهی در حقوق بینالملل و اسلام داشته و نقض آن چه آثار و پیامدهایی دارد؟
با توجه به مقدمة فوق این تحقیق بهصورت نظری و کتابخانهای به نقض اصل تفکیک در جنگ رمضان با تأکید بر حملة نظامی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات انرژی در اسلام و حقوق بینالملل پرداخته و برای تطبیق مطالب از کتب و مجلات فقهی و حقوقی و اسناد بینالمللی، استفاده شده است. کتب اربعه بهعنوان مبنا و زیربنای اساسی فقه شیعۀ امامیه در بابی با عنوان «کتاب الجهاد» به این مباحث پرداختهاند. علاوه بر آنها در کتابهای فقهی فقهای شیعه مثل شیخ طوسی، علامه حلّی، ابنادریس، محقق حلّی و شیخ صدوق نیز پیرامون قواعد و احکام جنگ (چگونگی نبرد) مباحث بسیار مختصری وجود دارد. در آثاری همچون احکام الحرب و الحیاد فی ضوء قانون الدولی و الشریعة الاسلامی، جعفر عبدالسلام؛ آثارالحرب، دراسةالفقهیه، وهبه زحیلی، الحرب والسلم فیالاسلام، مجید خدوری؛ حقوق بشردوستانۀ بینالمللی (رهیافت اسلام) مصطفی محقق داماد؛ سلوک بینالمللی دولت اسلام، محمد حمیدلله، نیز میتوان برخی مباحث و احکام اسلام دربارة قواعد نبرد را استنباط نمود اما برجستگی این تحقیق نسبت به تحقیقات انجام شده بررسی هدف قرار دادن تأسیسات انرژی در مخاصمات مسلحانه است که از دیدگاه اسلام کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
در حقوق بینالملل و حقوق اسلام هیچ اصل و قاعدهای قویتر از اصل تمایز وجود ندارد. این اصل به همان اندازه که صریح و گویا است، بنیادین، انعطافناپذیر و آمره نیز میباشد. طرفین درگیری باید عملیات خود را فقط علیه اهداف نظامی هدایت کنند. وقتی طرفین اهداف غیرنظامی مانند تاسیسات انرژی را هدف قرار میدهند، بهطور مشخص «اصل تفکیک» نقض شده و مصداق بارز «جنایات جنگی» ذیل ماده ۸ اساسنامة رّم بوده و مرتکبان، آمران و عاملان حملات دارای مسئولیت کیفری میباشند.
اصل تفکیک اصل اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه جهت حفظ افراد غیرنظامی و اهداف غیرنظامی است. مرور ادله فقهی و حقوقی نشان میدهد که حفاظت از تأسیسات حیاتی و غیرنظامی در هر دو حوزه فقه اسلامی و حقوق بینالملل بهطور مشترک نکتهای مهم و ضروری است. از آیه 190 بقره «و لا تعتدوا» میتوان اصل تفکیک را استنباط نمود. نهی از اعتداء یک نهی عام و مطلق میباشد، یعنی هرچیزی که در جنگ صدق اعتداء کند مورد نهی واقع شده است و این آیه میتواند مقید اهداف و ابعاد جنگ باشد. تنها هدف مشروع باید محدود به اهداف غیرنظامی باشد. لذا هدف قرار دادن تأسیسات هستهای و تأسیسات حاوی مواد خطرناک که پیامدهای فوری و بلندمدتی بر محیطزیست و سلامت مردم ایران و کل منطقه دارد، هم از منظر حقوق بینالملل و هم از منظر اسلام ممنوع میباشد.
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
During the 12-Day War, the Zionist regime and the United States violated the principle of separation by attacking civilian targets, including medical and health centers, as well as energy facilities. This research, using a descriptive-analytical method and documentary research, explains the principle of separation, its status, and the effects and consequences of violating this important principle of humanitarian law. The main question of the research is what position does the principle of separation have in humanitarian law and what effects and consequences does its violation have? The results of the research show that there is no principle or rule stronger than the principle of distinction in humanitarian law. This principle is as explicit and eloquent as it is fundamental, inflexible, and imperative. The parties to the conflict must “direct their operations only against military objectives.” When the parties target civilian objects such as civilians, the “principle of separation” is specifically violated and constitutes “war crimes” (under Article 8 of the Rome Statute), including “deliberately targeting a civilian population” and “widespread destruction and appropriation of property.”
کلیدواژهها [English]
نقض اصل تفکیک در جنگ رمضان با تأکید بر حمله نظامی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی به تاسیسات انرژی در اسلام و حقوق بین الملل
چکیده
در طول جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا، با حملات به اهداف غیرنظامی از جمله تأسیسات انرژی، اصل تفکیک را نقض کردند. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از پژوهش اسنادی به تبیین جایگاه و آثار و پیامدهای ناشی از نقض اصل تفکیک در حقوق بینالملل و اسلام میپردازد. پرسش اساسی تحقیق این است که اصل تفکیک چه جایگاهی در حقوق بینالملل و اسلام داشته و نقض آن چه آثار و پیامدهایی دارد؟ نتایج تحقیق نشان میدهد که در حقوق بینالملل و اسلام هیچ اصل و قاعدهای قویتر از اصل تمایز وجود ندارد. این اصل به همان اندازه که صریح و گویا است، بنیادین، انعطافناپذیر و آمره نیز میباشد. طرفین درگیری باید عملیات خود را فقط علیه اهداف نظامی هدایت کنند. وقتی طرفین اهداف غیرنظامی مانند تأسیسات انرژی را هدف قرار میدهند، بهطور مشخص «اصل تفکیک» نقض شده و مصداق بارز «جنایات جنگی» ذیل ماده ۸ اساسنامة رُم بوده و مرتکبان، آمران و عاملان حملات دارای مسئولیت کیفری میباشند.
کلید واژهها: جنگ رمضان، اصل تفکیک، اهداف غیرنظامی، تأسیسات انرژی، اماکن غیرنظامی.
مقدمه
اصطلاحات jus ad bellum و jus in bello برای اولینبار در آثار «جوزف کونز» در دهة 1930 پدیدار شدند (Kolb, 2010, p.553). عبارت «حق بر جنگ[1]» و «حق در جنگ[2]» دو مفهوم مجزا در حقوق بینالملل هستند که بهترتیب به شرایط توجیه استفاده از زور و قواعد رفتار در زمان جنگ میپردازند. حقوقدانان بهطور مداوم میان «حق بر جنگ» و «حق در جنگ» تفاوت قائل شدهاند. (Sassoli, 2002, p.846) پروفسور «دینشتاین» در کتاب خود مینویسد: «هیچ ارتباطی بین حق بر جنگ و حق در جنگ وجود ندارد. این موضوع توسط بسیاری از حقوقدانان مورد تأیید قرار گرفته است.» (Dinstein, 2016, p.30) پروفسور «مارکو ساسولی» این جدایی را «مهمترین اصل برای حقوق بینالملل بشردوستانه» توصیف کرده است. (Sassoli, 2019, p.720) پروفسور «مایکل اشمیت» آن را «اصل بنیادی حقوق بینالملل» نامیده است. (Schmidt, 2010, p.739) کمیتة بینالمللی صلیب سرخ تأکید کرده است که حق بر جنگ باید مستقل از حقوق در جنگ باشد. با شروع یک جنگ، حقوق درجنگ مطرح میگردد، حقوقی که سعی در حفاظت از جمعیت غیرنظامی و اهداف غیرنظامی دارد. یکی از مهمترین اصول حقوق بشردوستانه در جنگ «اصل تفکیک[3]» یا اصل تمایز است. پیام اصل تفکیک بسیار ساده و صریح است. مطابق ماده ۴۸ پروتکل الحاقی اول کنوانسیون ژنو 1949، طرفهای متخاصم باید همواره غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی را از اهداف نظامی متمایز کنند و تنها اهداف نظامی را مورد حمله قرار دهند. بهعبارت دیگر، حملات باید فقط متوجه اهداف نظامی باشد و غیرنظامیان و اموال غیرنظامی نباید مورد هدف قرار گیرند.
اصل تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی در قرآن، روایات و احادیث، بهطور صریح و مستقیم در قالب عبارت «تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی» نیامده است، زیرا این مفهوم در عصر مدرن و به ویژه در قوانین بینالمللی جنگ (مثل قوانین بینالمللی جنگ مدرن) شکل گرفته است. اما از دیدگاه اسلامی، اصل حفظ جان و مال و ممنوعیت آسیب به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی، بهویژه زنان، کودکان، سالمندان و کلیة افراد غیرنظامی و همچنین اماکن مقدس و تأسیسات غیرنظامی از اصول اساسی، اخلاقی و حقوقی جنگ در اسلام است که بهطور غیرمستقیم، این اصل را تأیید میکند. در اسلام رعایت اصول اخلاقى در جنگها بهصورت فراوان توصیه شده است، مثلاً افرادى که سلاح بر زمین بگذارند، و کسانى که توانایى جنگ را از دست دادهاند، یا اصولاً قدرت بر جنگ ندارند، همچون مجروحان، پیران، زنان و کودکان نباید مورد تعدّى و هدف قرار گیرند، طرفین متخاصم باغها، درختان، گیاهان و مزارع را نباید از بین ببرند، و از مواد سمّى براى زهرآلود کردن آبهاى آشامیدنى (جنگ شیمیایى و میکروبى) نباید استفاده کنند. (مکارمشیرازی، 1367، ص 9) على (ع) طبق آنچه در نهجالبلاغه آمده است به لشکریانش، قبل از شروع جنگ صفّین دستور جامعى در این زمینه داده که شاهد گویاى بحث ما است. حضرت میفرمایند: «لَا تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّی یبْدَؤُوکُمْ، فَإِنَّکُمْ بِحَمْدِ اللَّهِ عَلَی حُجَّةٍ، وَتَرْکُکُمْ إِیاهُمْ حَتَّی یبْدَؤُوکُمْ حُجَّةٌ أُخْرَی لَکُمْ عَلَیهِمْ. فَإِذَا کَانَتِ الْهَزِیمَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً، وَلَا تُصِیبُوا مُعْوِراً، وَلَا تُجْهِزُوا عَلَی جَرِیحٍ». (مفید، 1367، ص 205؛ طوسی، 1375، ج 6، ص 156)
اصل تفکیک هم ماهیت پیشگیرانه و هم جنبه حفاظتی دارد به این معنا که هدف آن کاهش خسارات مستقیم و جانبی جنگها بر افراد و مراکز غیرنظامی و ایجاد حمایت مؤثر و حداکثری از این افراد و مراکز است. کنوانسیونهای چهارگانه ژنو 1۹4۹ نسبت به اصل تفکیک چندان واضح و شفاف عمل نکردند. اما پروتکل الحاقی اول (1۹77) در مواد 4۸،51 و 52 خود صراحتاً به اصل تفکیک پرداخته است. (Swiney & Saving, 2005, p.741) اما همانطور که «مایکل بوته»، «کارل جوزف پارتش» و «والدمار ای. سولف» در تفسیر خود بر دو پروتکل الحاقی ۱۹۷۷ به کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹، اظهار کردهاند تعیین اینکه چه هدفی باید نظامی و چه هدفی غیرنظامی باشد چندان هم آسان نیست. (Bothe, 2019, p.746) برخی حقوقدانان با اتخاذ رویکرد نتیجهمحور به جای رویکرد ابزارمحور براین نظرند که در تعیین اهداف نظامی باید نه به ویژگی ذاتی اشیاء بلکه به استفاده از اشیاء توجه کرد. (Jeanne, 2001, p.164). لذا اگر یک شیء قابلیت استفاده بالقوه برای تهاجم را داشته باشد به یک هدف نظامی تبدیل میشود. (Schmitt, 1998, p.204) در واقع، هر شیء غیر از آنهایی که از حمایت ویژه بهرهمند میشوند، ممکن است به یک هدف مشروع حمله تبدیل شوند. بههمین دلیل، تدوین فهرست جامعی از اهداف نظامی نیز امکانپذیر نیست. (Wall, 2002, p.142) بنابراین، برای اینکه یک هدف، «نظامی» محسوب شود، باید دو معیار «سهم موثر» و «مزیت قطعی»، را داشته باشد. طبق تعریف بند دوم ماده 52 پروتکل اول، یک شیء باید بهطور مؤثر در اقدام نظامی دشمن نقش داشته باشد. دوم، تخریب، تصرف یا خنثیسازی آن باید یک مزیت نظامی قطعی برای طرف مقابل داشته باشد. (ILA Study Group, 2017, p.32) در صورت تردید هدف مورد نظر باید بهعنوان یک هدف غیرنظامی تحت حمایت باقی بماند. (AP I, 1949, art.52)
در اسلام نیز معیار تفکیک نظامی و غیرنظامی معیار «مشارکت موثر» و «مزیت نظامی» است. براساس دو معیار مذکور فقهای شیعه کشتن غیرنظامیان را نهی کردهاند، مگر آنکه طراح یا مشاور در امور جنگی باشند و از این طریق در جنگ مشارکت کرده باشند. از اینرو، صاحب جواهرالکلام مىنویسد: «نعم اذا کان ذا رأى و قِتالٍ، قُتِل اجماعا»؛ آرى، چنانچه پیران ـ بهعنوان مشاور یا طراح جنگى -داراى رأى و اندیشه باشند- و از این طریق در جنگ مشارکت فعال داشته باشند، به اجماع فقیهان اسلامى بهقتل مىرسند. (نجفى، ١٩٨، ج 21، ص 75) بههمین دلیل بود که پیرمرد کهنسالى به نام «درید بن صمه» بهدلیل طراحى جنگ و نقش مؤثرى که راهنمایىهاى وى براى دشمن داشت توسط مسلمانان به قتل رسید و مورد اعتراض پیامبر صلىاللهعلیهوآله قرار نگرفت. (عمیدزنجانى، 1377، ج 5، ص 176) اگر غیرنظامیان سلاح به دست گرفته، بر ضد مسلمانان بجنگند، حرمت کشتنشان برداشته مىشود. همچنین در صورتی که غیرنظامی اعم از افراد و اموال در وضعیت «تَتَرُس» قرار بگیرند حمله مجاز شمرده است. (تقیزاده اکبری، 1386، ص 201) همچنین رسول خدا (ص) در غزوۀ بنینضیر برای قطع امید یهودیان اجازه دادند نخلستانهای آنان را تخریب و برخی از درختانشان سوزانده شود. این اقدام پیامبر را میتوان با اصل « مزیت نظامی» که امروزه یکی از اصول بنیادین حقوق بشردوستانه است، تطبیق داد. اشتراک حقوق بینالملل و حقوق اسلام در دو معیار «مشارکت موثر» و «مزیت نظامی» بهعنوان مبنای رعایت اصل تفکیک نشان میدهد که دین اسلام ۱۴۰۰ سال پیش انسانی جنگیدن و اخلاق نبرد را در مخاصمات مسلحانه مطرح و حقوق بشردوستانه را بهصورت جامع، قانونی و اخلاقی مطرح کرده است. در حالی که قدمت حقوق جنگ بهعنوان یک مفهوم مُدرن و قانونی در غرب به قرن 19 میلادی باز میگردد.
اصولاً دیدگاه اسلام، کاهش آثار شوم جنگها و برداشتن گام مؤثر در حذف جنگ است؛ ولی از آنجا که این امر ممکن نیست، تلاش شده است تا پیامدهای جنگ محدود شود. فقها اعم از شیعه و سنی، یک قاعدۀ فقهی تأسیس کردهاند که براساس آن، افراد غیرنظامی کشته نمیشوند. «لا یُقتَل غیرُ القاتلِ»؛ غیر قاتل، کشته نمىشود. (روحانى، 1392، ج 26، ص 10؛ طباطبائى، 1378، ج 13، ص 90؛ مجلسى، 1403، ج 26، ص 238) فقیهان اهلسنّت در این باب گفتهاند: «لا یُقتَل غیرُ المُقاتِل»؛ غیرنظامیان، نباید کشته شوند. (عمید زنجانى، 1377، ج 5، ص 231)
گرچه این قاعدة فقهی دربارة افراد غیرنظامی است اما فارغ از کرامت انسانی، اگر وجه مشخصة قاعدۀ فقهی فوق را «غیرنظامی بودن» قرار دهیم، باید گفت که اهداف غیرنظامی نیز همانند افراد غیرنظامی باید مورد حمایت قرار بگیرند. صاحب جواهر مینویسد: «کسی از فقها را سراغ ندارم که با اصل تفکیک (حمایت از غیرنظامی) مخالف باشد؛ و علامه حلی در کتابهای تذکره و منتهی، بر آن ادعای اجماع کرده... و حدیثی از امام صادق (ع) در این خصوص نقل میکند» (نجفی، ١٩٨٤م، ج ٢، ص 198) امام صادق (ع) از امیرمؤمنان علی (ع) نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: «نَهى رَسولُ اللّه ِصلیالله علیه و آله اَنْ یُلْقَى السَّمُّ فى بِلادِ الْمُشْرِکینَ». (سبزواری، 1388، ص 124)
چهارچوب کلی رویکرد قرآنی به حقوق بشردوستانه را میتوان در آیات ١٩٠ تا ١٩٤ سورۀ بقره و آیات ١٠٢ تا ١١٠ سورۀ آلعمران مشاهده کرد. آیة 190 سوره مبارکه بقره علاوه بر تعیین هدف جنگ، طرف جنگ به ابعاد جنگ نیز پرداخته است که بنابر نظر بیشتر محققان و مفسران میتوان آن را مبنای شناسایی اصل تفکیک در اسلام معرفی کرد. خداوند در این آیه با جملة «از حد تجاوز نکنید»، ابعاد جنگ را مشخص کرده است. زیرا جنگ در اسلام بهخاطر خداست و در راه خدا نباید هیچ تعدی و تجاوزی صورت گیرد و لذا اسلام- برخلاف جنگهای عصر ما- رعایت اصول اخلاقی فراوانی را در جنگها توصیه میکند. علاّمه طباطبایی در تفسیر آیة 190 سوره مبارکه بقره مینویسد: «کلمه (تعتدوا) از مصدر (اعتداء) است و اعتداء به معناى بیرون شدن از حد است، مثلا وقتى گفته مىشود "فلان عدا و یا فلان اعتدى"معنایش این است که فلانى از حد خود تجاوز کرد و نهى از اعتداء نهی مطلق است، در نتیجه مراد از آن مطلق هر عملى است که عنوان تجاوز بر آن صادق باشد مانند قتل زنان و کودکان و یا هدف قرار دادن اهداف غیرنظامی، که سنت نبویه آن را بیان کرده است. (طباطبایی، 1378، ج2، ص 87) سایر مفسرین و مولفین آیة 190 سورة بقرة را مصداق اصا تفکیک بیان کردهاند (رضاییاصفهانی، 1387، ج 2، ص 124؛ بهرامپور، 1402، ص 87؛ قرشی، 1374، ج1، ص 352؛ شاهعبدالعظیمی، 1363، ص 348؛ تقیزاده اکبری، 1386، ص 199)
3.منع حملات نظامی به تأسیسات انرژی در حقوق اسلام و حقوق بینالملل
در مورد تأسیسات انرژی در احادیث و روایات متن صریحی وجود ندارد اما از آنجایی که هدف قرار دادن این تأسیسات موجب میشود که خود بهوسیله خطرناک و غیرقابل کنترلی تبدیل شوند میتوان از طریق محدودیت شیوههای نبرد حکم قضیه را مشخص کرد. رسول خدا (ص) استعمال هر نوع سلاح غیرمعمول را (که خسارات بسیار سنگین در صفوف دشمن وارد میکند) ممنوع فرمود، مانند سوزاندن سرزمین و خانههای دشمن و زهرآلود کردن آبهای آنان. فقهای شیعه بر پایۀ سیرۀ پیامبر (ص) به حرمت آلوده کردن آب یا غذای دشمن فتوا دادهاند. (اشعثکوفی، 1412، ص 20؛ حرعاملی، 1409، ج 15، باب 15 و 16)، زیرا در این کار نابودی کسانی متصوّر است که کشتن آنان جایز نیست (مثل زنان و کودکان). واژۀ زهر در فتوا به مادۀ خاصی منحصر نیست و شامل هرگونه وسیلهای است که موجب آلوده کردن آب یا هوا یا غذا میشود. بنابراین وقتی در گذشته استعمال زهریات با نتایج محدودش حرام و ممنوع شده، امروزه نیز خسارتآفرینی تأسیسات انرژی (با اثرات تشعشعات گسترده) به تبع اولی ممنوع و حرام است. (عبدالفیاضجانحوری، 1378، ص 152) در حمله به تأسیسات هستهای، اثرات میتواند به دو دسته فیزیکی و اثرات رادیولوژیک تقسیم شود. به صورت کلی آسیب به تجهیزات، احتمال آتشسوزی، نشت مواد شیمیایی یا رادیواکتیو، انتشار گازها و گرد و خاک فرار از واحدها، خطر انفجار یا خاموشی سیستمها و تشعشات ایکس/گاما و پرتوهای آلفا/بتا در محدودههای داخلی و خارجی میتواند از مصادیق استعمال هر نوع سلاح غیرمعمول محسوب گردد.
همچنین غرق کردن دشمنان با سیل و باز کردن سیل بند بر روی آنان به نحوی که به نابودی غیرنظامیان و تخریب اراضی دشمن منجر شود نیز از اعمال ممنوعه تلقی شده است. (ابنادریس، 1410، ص 178) این ممنوعیت دقیقاً شبیه ماده ۵۶ پروتکل الحاقی اول 1977، میباشد (Additional Protocol I,1977, art.56) البته ممنوعیت حمله به تأسیسات دارای نیروهای خطرناک در چارچوب حقوق بینالملل بشردوستانه با توجه به تأکید ماده ۵۶ پروتکل الحاقی اول «مشروط» و «نسبی» است. لذا در صورتی که رها شدن نیروهای خطرناک تلفات و صدماتی بر جمعیت غیرنظامی نداشته باشد امکان حمله نظامی را ممکن میباشد. لذا اگر یک نیروگاه تولید برق هستهای در راستای پشتیبانی منظم، قابل توجه و مستقیم از عملیات نظامی مورد استفاده قرار بگیرد و حمله نظامی تنها راه ممکن برای پایان دادن به چنین پشتیبانی باشد»، ممنوعیت اعمال نمیشود. (Kurando, 2023, p.1) ممنوعیت نسبی توأم با قید و شرط مشکلساز مندرج در ماده ۵۶ پروتکل الحاقی اول، مجددا در ماده 15 پروتکل الحاقی دوم تکرار شده است. (Additional Protocol II,1977, art.56) با این حال، ماده 56 همچنین تصریح میکند که «در همه موارد، جمعیت غیرنظامی و افراد غیرنظامی همچنان از تمام حمایتهایی که طبق قوانین بینالمللی به آنها اعطا شده است، برخوردار خواهند بود...» (Lamm, 2004, p.29)
نتیجه گیری
اصل تفکیک اصل اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه جهت حفظ افراد غیرنظامی و اهداف غیرنظامی است. مرور ادله فقهی و حقوقی نشان میدهد که حفاظت از تأسیسات حیاتی و غیرنظامی در هر دو حوزه فقه اسلامی و حقوق بینالملل بهطور مشترک نکتهای مهم و ضروری است. از آیه 190 بقره «و لا تعتدوا» میتوان اصل تفکیک را استنباط نمود. نهی از اعتداء یک نهی عام و مطلق میباشد، یعنی هرچیزی که در جنگ صدق اعتداء کند مورد نهی واقع شده است و این آیه میتواند مقید اهداف و ابعاد جنگ باشد. تنها هدف مشروع باید محدود به اهداف غیرنظامی باشد. لذا هدف قرار دادن تأسیسات هستهای و تأسیسات حاوی مواد خطرناک که پیامدهای فوری و بلندمدتی بر محیطزیست و سلامت مردم ایران و کل منطقه دارد، هم از منظر حقوق بینالملل و هم از منظر اسلام ممنوع میباشد.
[1]. Jus ad bellum.
[2]. Jus in bello.
[3]. Principle of Distinction.
منابع
منابع خارجی