نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
نویسندگان
1 دانش پژوه سطح4 تفسیر تطبیقی، مدرسه علمیه نخصصی قاسم بن الحسن(ع) ، تهران، ایران.
2 دانش پژوه سطح 4تفسیر تطبیقی، مدرسه علمیه تخصصی قاسم بن الحسن(ع) ، تهران، ایران.
چکیده
تازه های تحقیق
مفهوم صلح یکی از بنیادینترین موضوعات در اندیشه اسلامی و از مسائل محوری در مطالعات سیاسی معاصر خاورمیانه است. در قرآن کریم، صلح تنها به معنای فقدان جنگ یا توقف مخاصمه تلقی نمیشود، بلکه مفهومی چندبُعدی و هنجاری است که در پیوند مستقیم با عدالت، رفع ظلم، رعایت کرامت انسانی و اصلاح روابط اجتماعی معنا مییابد. این پژوهش از یک خلأ نظری مهم آغاز میشود: با وجود گسترش ادبیات گسترده درباره صلح در قرآن و نیز مطالعات سیاسی متعدد درباره پیمان ابراهیم (۲۰۲۰)، کمتر پژوهشی به بررسی تطبیقی میان مبانی قرآنی صلح و رویکرد حاکم بر این پیمان پرداخته است. مسئله اصلی تحقیق آن است که آیا چارچوب مفهومی و اهداف پیمان ابراهیم با شاخصها و معیارهای صلح از منظر قرآن کریم همخوانی دارد یا خیر. پرسشهای فرعی نیز حول تبیین مؤلفههای عدالتمحور صلح قرآنی، فهم مبانی ژئوپلیتیکی و امنیتی پیمان ابراهیم و بررسی نقاط انطباق یا تعارض میان این دو الگو شکل گرفته است.
پژوهش حاضر با روش توصیفیـتحلیلی و رویکردی تطبیقی انجام شده و دادههای آن از طریق مطالعه کتابخانهای، تحلیل منابع تفسیری معتبر و بررسی اسناد و تحلیلهای سیاسی مربوط به پیمان ابراهیم گردآوری شده است. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوای استنتاجی صورت گرفته تا مفاهیم کلیدی مربوط به صلح در هر دو دستگاه نظری استخراج و سپس با یکدیگر مقایسه شوند. در بخش نخست، مفهوم صلح در قرآن از منظر لغوی، تفسیری و اخلاقی بررسی شده است. در گفتمان قرآنی، «صلح» از ریشه «صلح» به معنای رفع فساد و بازگشت به حالتِ درست و متعادل تعبیر میشود. آیات متعدد نشان میدهد که قرآن صلح را فرآیندی اخلاقی و اجتماعی میداند که تنها در سایه عدالت، تقوا و رعایت حقوق انسانی معنا پیدا میکند. آیه «وَالصُّلْحُ خَیرٌ» (نساء: ۱۲۸) گرچه بر برتری صلح تأکید دارد، اما مفسران تصریح کردهاند که صلح مطلوب، صلح عادلانه است و توافقی که به تحکیم ظلم یا تضییع حقوق بینجامد، از منظر قرآن خیر محسوب نمیشود. همچنین آیات مرتبط با صلح مشروط، مانند آیه ۶۱ سوره انفال، نشان میدهد که قرآن صلح را امری مطلوب میداند اما آن را در گرو صداقت و دوری از فریب سیاسی قرار میدهد؛ به همین دلیل، در کنار دعوت به صلح، مسلمانان به حفظ آمادگی دفاعی نیز توصیه شدهاند تا صلح به ابزاری برای سوءاستفاده قدرتها تبدیل نشود. محوریت عدالت نیز در آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسانِ» (نحل: ۹۰) برجسته شده و نشان میدهد که صلح پایدار تنها در جامعهای ممکن است که روابط آن بر پایه عدالت سامان یافته باشد.
در بخش دوم پژوهش، ابعاد مختلف پیمان ابراهیم بر اساس تحلیلهای سیاسی معاصر بررسی شده است. یافتهها نشان میدهد که این پیمان عمدتاً بر پایه ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی تنظیم شده و هدف اصلی آن مدیریت تعارضات منطقهای و بازتنظیم توازن قوا میان بازیگران خاورمیانه است. در این رویکرد، صلح بیشتر به عنوان ابزاری برای تثبیت نظم سیاسی جدید به کار گرفته میشود و کمتر مبتنی بر رفع ریشههای منازعه یا تحقق عدالت اجتماعی است. همچنین تحلیلها نشان میدهد که در این توافق، مسئله بنیادین و دیرینه فلسطین به حاشیه رانده شده و نقش اندکی در تعریف اهداف کلان پیمان دارد. بنابراین صلح در این چارچوب بیشتر «عملکردی» و «سیاسی» است تا «هنجاری» یا «عدالتمحور»
تحلیل تطبیقی این دو دستگاه مفهومی نشان میدهد که میان صلح قرآنی و صلح سیاسی در پیمان ابراهیم، تفاوتهای مهمی وجود دارد. صلح در قرآن بر اصلاح روابط انسانی، رفع ظلم و پاسداری از کرامت انسان استوار است و تحقق آن نیازمند ساختن نظمی عادلانه است؛ در حالی که صلح در پیمان ابراهیم عمدتاً بر مبنای منافع سیاسی، امنیتی و اقتصادی تعریف شده و هدف آن مدیریت تعارضها و ایجاد همپیمانیهای جدید در سطح منطقهای است. در نتیجه، پژوهش نشان میدهد که میان این دو الگو همخوانی ماهوی وجود ندارد و پیمان ابراهیم از منظر اصول عدالتمحور قرآنی با چالشهای نظری و اخلاقی قابل توجهی روبهرو است.
نتیجهگیری تحقیق بیان میکند که صلح واقعی از منظر قرآن تنها در صورت تحقق عدالت، رفع تبعیض و پاسداشت حقوق انسانی ممکن است و توافقهایی که بدون توجه به این اصول طراحی میشوند، نمیتوانند مصداقی از صلح مطلوب قرآنی تلقی شوند. این پژوهش بر ضرورت توجه به شاخصهای اخلاقی و عدالتمحور در ارزیابی سازوکارهای صلح معاصر تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که الگوهای دینی صلح میتوانند راهنمایی نظری برای طراحی سازوکارهای عادلانهتر در عرصه سیاست منطقهای و بینالمللی فراهم آورند.
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
The concept of peace is a fundamental concept in Quranic teachings and also in contemporary political developments in the Middle East. This research aims to comparatively examine the concept of peace in the Holy Quran and assess its relationship with the "Abraham Accords" (2020), addressing the question of whether the peace model presented in these accords aligns with the Quranic foundations of peace. The main hypothesis of the research is that peace in the Quran has a normative and justice-oriented nature, and its realization depends on eliminating oppression, observing human dignity, and reforming social relations, while the Abraham Accords are primarily shaped within the framework of geopolitical, security, and economic considerations. This study, utilizing a descriptive-analytical method and relying on Quranic exegetical sources and contemporary political studies, has been conducted. The findings of the research indicate that in the Abraham Accords, the fundamental issue of Palestine has been marginalized, and the concept of peace has a more instrumental function in organizing the regional power order. Accordingly, the conclusion of the research suggests that the peace model presented in these accords does not have an essential alignment with the justice-oriented foundations of peace in the Quran.
کلیدواژهها [English]
صلح و سازش در قرآن: مطالعه تطبیقی «پیمان ابراهیم» با آموزههای قرآنی صلح
چکیده
مفهوم صلح از مفاهیم بنیادین در آموزههای قرآنی و نیز در تحولات سیاسی معاصر خاورمیانه است. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی مفهوم صلح در قرآن کریم و سنجش نسبت آن با «پیمان ابراهیم» (2020) به این مسئله میپردازد که آیا الگوی صلح مطرحشده در این پیمان با مبانی قرآنی صلح همخوانی دارد یا خیر. فرضیه اصلی پژوهش آن است که صلح در قرآن ماهیتی هنجاری و عدالتمحور دارد و تحقق آن وابسته به رفع ظلم، رعایت کرامت انسانی و اصلاح روابط اجتماعی است، در حالی که پیمان ابراهیم عمدتاً در چارچوب ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی شکل گرفته است. این مطالعه با بهرهگیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با اتکا به منابع تفسیری قرآن و مطالعات سیاسی معاصر انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در پیمان ابراهیم، مسئله بنیادین فلسطین به حاشیه رانده شده و مفهوم صلح بیشتر کارکردی ابزاری در ساماندهی نظم قدرت منطقهای یافته است. بر این اساس، نتیجه پژوهش حاکی از آن است که الگوی صلح ارائهشده در این پیمان با مبانی عدالتمحور صلح در قرآن همخوانی ماهوی ندارد.
کلیدواژهها: صلح در قرآن کریم، پیمان ابراهیم، عدالت، سیاست بینالملل، فلسطین، تحلیل تطبیقی.
مقدمه
صلح از مفاهیم بنیادین در اندیشه دینی و سیاسی به شمار میآید، اما معنای آن در چارچوبهای معرفتی و گفتمانی مختلف یکسان نیست. در قرآن کریم، صلح صرفاً به معنای فقدان جنگ یا توقف درگیری نظامی تلقی نمیشود، بلکه مفهومی گسترده و چندبعدی است که با مفاهیمی همچون عدالت، احسان، رفع ظلم و اصلاح روابط اجتماعی پیوندی عمیق دارد. در این چارچوب، صلح زمانی تحقق مییابد که روابط انسانی بر مبنای عدالت و کرامت انسانی سامان یابد و ساختارهای ظلم و فساد از میان برداشته شود. آیاتی مانند «وَالصُّلْحُ خَیْرٌ» (نساء: ۱۲۸) و «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» (نحل: ۹۰) نشان میدهد که صلح در منطق قرآنی با تحقق عدالت اجتماعی و رعایت حقوق انسانها ارتباطی مستقیم دارد. در مقابل، در نظام سیاست بینالملل معاصر، مفهوم صلح اغلب در چارچوب ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی تعریف میشود و بیشتر ناظر به مدیریت تعارضها و حفظ موازنه قدرت است. «پیمان ابراهیم» که در سال ۲۰۲۰ میان اسرائیل و برخی کشورهای عربی با میانجیگری ایالات متحده آمریکا منعقد شد، نمونهای برجسته از چنین رویکردی به صلح در سطح منطقهای به شمار میآید.
در حوزه مطالعات اسلامی، پژوهشهای متعددی به بررسی مفهوم صلح در قرآن پرداختهاند. برای نمونه، طباطبایی در المیزان صلح را در پیوند با عدالت اجتماعی تحلیل میکند و مکارم شیرازی در تفسیر نمونه آن را از اهداف اساسی شریعت اسلامی میداند. همچنین در آثار اندیشمندان معاصر مانند مطهری و جوادی آملی، صلح بهعنوان نتیجه تحقق عدالت و از لوازم جامعه توحیدی مورد توجه قرار گرفته است. در سوی دیگر، بخش قابل توجهی از پژوهشهای علوم سیاسی معاصر به تحلیل ابعاد ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی پیمان ابراهیم پرداختهاند.
با وجود این، بررسی تطبیقی مفهوم صلح در قرآن با چارچوب مفهومی و سیاسی پیمان ابراهیم کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این خلأ پژوهشی نشان میدهد که هنوز ارزیابی دقیقی از میزان همخوانی یا تعارض این توافق با اصول عدالتمحور صلح در اندیشه قرآنی صورت نگرفته است. از این رو مسئله اصلی این پژوهش آن است که مفهوم صلح در قرآن چه مبانی و شاخصهایی دارد و این مبانی تا چه اندازه با رویکرد و اهداف مطرح در پیمان ابراهیم همخوانی دارد.
بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش چنین طرح میشود: مفهوم صلح در قرآن کریم چه ویژگیها و مبانیای دارد و پیمان ابراهیم تا چه اندازه با این چارچوب مفهومی همخوان یا متعارض است؟
در راستای پاسخ به این پرسش، دو پرسش فرعی نیز مطرح میشود:
مهمترین مؤلفههای عدالتمحور صلح در قرآن کریم کداماند؟
پیمان ابراهیم بر چه مبانی سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی استوار است؟
میزان انطباق یا تعارض این توافق با اصول صلح در اندیشه قرآنی چگونه قابل ارزیابی است؟
این پژوهش با رویکردی نظاممند و مبتنی بر اصول تحقیق دانشگاهی انجام شده است. نوع تحقیق از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است؛ بدین معنا که ابتدا به توصیف مفهومی و تبیین چارچوب نظری موضوع پرداخته و سپس دادهها و شواهد گردآوریشده مورد تحلیل انتقادی قرار گرفتهاند. از نظر هدف، پژوهش از نوع کاربردی محسوب میشود زیرا نتایج آن میتواند در توسعه دانش موجود و ارائه راهکارهای عملی مورد استفاده قرار گیرد. روش گردآوری دادهها شامل دو مرحله است: نخست، مطالعه اسنادی–کتابخانهای با بهرهگیری از منابع معتبر شامل کتابها، مقالات علمی، اسناد رسمی و پایگاههای داده تخصصی؛ دوم، تحلیل محتوای نظاممند بهمنظور استخراج الگوها، مفاهیم کلیدی و روابط میان متغیرها. دادههای گردآوریشده پس از پالایش اولیه، با روش تحلیل استنتاجی و تطبیقی بررسی شدهاند تا امکان ارائه نتایج معتبر و قابل استناد فراهم شود.
۱. مفهوم صلح در قرآن: از اصلاح اخلاقی تا نظم اجتماعی
یکی از مفاهیم بنیادین در قرآن کریم که ارتباط مستقیم با سامان اجتماعی دارد، مفهوم «صلح» است. در گفتمان قرآنی، صلح صرفاً به معنای توقف نزاع یا آتشبس نیست، بلکه نوعی نظم اخلاقی و اجتماعی مبتنی بر عدالت و اصلاح روابط انسانی محسوب میشود. ریشه واژه صلح از ماده «ص ل ح» به معنای رفع فساد و برقراری وضعیت درست و متعادل در روابط انسانی است. راغب اصفهانی در مفردات الفاظ القرآن توضیح میدهد که «صلاح» در مقابل «فساد» قرار دارد و به حالتی گفته میشود که در آن نظام امور انسانی به سوی خیر و تعادل بازگردد (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق،ص 198). بر همین اساس، صلح در قرآن بیشتر یک مفهوم ارزشی و اخلاقی است تا یک ابزار صرفاً سیاسی برای مدیریت منازعات.
این نگاه در آیه مشهور «وَالصُّلْحُ خَیْرٌ» (نساء، ۱۲۸) نیز دیده میشود که صلح را امری مطلوب معرفی میکند. با این حال، مفسران قرآن تأکید کردهاند که این گزاره به معنای تأیید هر نوع صلحی نیست. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان توضیح میدهد که مقصود از این آیه صلحی است که با تقوا و رعایت حقوق همراه باشد؛ زیرا اگر صلح به تثبیت ظلم یا تضییع حقوق منجر شود، دیگر در چارچوب «خیر» قرار نمیگیرد (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج۴، ص۳۹۷). تحلیل این دیدگاه نشان میدهد که در نظام مفهومی قرآن، صلح نه یک هدف مستقل بلکه نتیجه تحقق عدالت و رعایت حقوق انسانی است. بنابراین هرگونه توافق یا سازشی که به تثبیت بیعدالتی منجر شود، از منظر قرآنی نمیتواند مصداق صلح واقعی تلقی گردد.
۲. صلح مشروط در قرآن: پیوند میان صلح و امنیت
در کنار تأکید بر ارزش صلح، قرآن پذیرش آن را به شرایطی نیز وابسته میداند. یکی از مهمترین آیات در این زمینه آیه ۶۱ سوره انفال است: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»؛ یعنی اگر طرف مقابل به صلح گرایش نشان دهد، مسلمانان نیز باید به آن پاسخ مثبت دهند. این آیه نشان میدهد که اصل صلح در روابط اجتماعی و سیاسی پذیرفته شده است، اما تحقق آن به رفتار و نیت طرف مقابل نیز وابسته است.
مکارم شیرازی در تفسیر نمونه توضیح میدهد که این آیه به معنای پذیرش بیقیدوشرط صلح نیست، بلکه شرط اصلی آن صداقت طرف مقابل و نبود فریب سیاسی است. از این رو قرآن همزمان با توصیه به صلح، مسلمانان را به حفظ آمادگی دفاعی نیز فرا میخواند (مکارم شیرازی و همکاران، ۱۳۷۴، ج۷، ص۴۸۲). تحلیل این دیدگاه نشان میدهد که در چارچوب قرآنی، صلح نوعی «فرایند فعال» است؛ یعنی جامعه مؤمنان باید همواره میان تمایل به صلح و حفظ توان دفاعی تعادل برقرار کند. چنین رویکردی مانع از آن میشود که صلح به ابزاری برای فریب یا برتریجویی قدرتهای سیاسی تبدیل شود.
۳. عدالت به عنوان بنیان صلح پایدار
عنصر محوری در نظام صلح قرآنی، عدالت است. قرآن در آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» (نحل، ۹۰) عدالت را به عنوان یک اصل اساسی در سامان اجتماعی معرفی میکند. در این چارچوب، صلح پایدار تنها زمانی تحقق مییابد که روابط اجتماعی بر اساس عدالت شکل گرفته باشد. اگر ساختارهای اجتماعی بر پایه تبعیض و سلطه بنا شوند، حتی در صورت نبود جنگ نیز نمیتوان از صلح واقعی سخن گفت.
برخی پژوهشگران معاصر نیز بر همین پیوند میان عدالت و صلح در اندیشه اسلامی تأکید کردهاند. سید حسین نصر معتقد است که در جهانبینی اسلامی، صلح حقیقی نتیجه هماهنگی انسان با نظم الهی و تحقق عدالت در جامعه است، نه صرفاً نتیجه موازنه قدرتهای سیاسی (Nasr، 2015، 202). به همین ترتیب، آیتالله جوادی آملی نیز بر این نکته تأکید میکند که جامعهای که در آن حقالله و حقالناس رعایت شود، به طور طبیعی به سوی صلح و آرامش اجتماعی حرکت میکند (جوادی آملی، ۱۳۹۱، ص۲۷۲). این دیدگاه نشان میدهد که صلح در قرآن براساس آیات بر سه محور اساسی استوار است: عدالت، اصلاح اجتماعی و کرامت انسان. ترکیب این عناصر موجب میشود که صلح قرآنی نه یک وضعیت موقتی بلکه یک نظم اخلاقی پایدار تلقی گردد.
۴. پیمان ابراهیم: صلح به مثابه سازوکار ژئوپلیتیکی
در مقابل برداشت قرآنی از صلح، برخی توافقهای سیاسی معاصر بیشتر در چارچوب ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیتی شکل گرفتهاند. یکی از نمونههای مهم در این زمینه «پیمان ابراهیم» است که در سپتامبر ۲۰۲۰ میان اسرائیل، امارات متحده عربی و بحرین با میانجیگری ایالات متحده امضا شد. در بیانیه رسمی وزارت خارجه آمریکا، هدف این توافق «گسترش صلح، امنیت و همکاری اقتصادی در خاورمیانه» اعلام شد (United ،2States Department of State, 2020). با این حال بررسی زمینههای شکلگیری این توافق نشان میدهد که عوامل راهبردی و امنیتی نقش تعیینکنندهای در آن داشتهاند.
بر اساس گزارش مؤسسه RAND، پیمان ابراهیم بخشی از راهبرد گستردهتر ایالات متحده برای کاهش حضور مستقیم نظامی در خاورمیانه و انتقال مسئولیتهای امنیتی به متحدان منطقهای است. در این چارچوب، اسرائیل به عنوان بازیگر اصلی فناوری نظامی و اطلاعاتی در منطقه تقویت شده و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز به شرکای امنیتی و اقتصادی آن تبدیل شدهاند (RAND Corporation, ، 2021، 14). تحلیل این روند نشان میدهد که پیمان ابراهیم بیش از آنکه بر حل ریشههای منازعات منطقهای تمرکز داشته باشد، در پی ایجاد یک ساختار امنیتی جدید بر پایه ائتلافهای منطقهای بوده است.
۵. صلح مبتنی بر منافع: تحلیل واقعگرایانه توافق
از منظر نظریه واقعگرایی در روابط بینالملل، پیمان ابراهیم نمونهای از توافقهای مبتنی بر منافع قدرتها محسوب میشود. نظریهپردازان واقعگرا معتقدند که دولتها در نظام بینالملل عمدتاً بر اساس منافع امنیتی و موازنه قدرت عمل میکنند ( Mearsheimer , 2001، 23). در این چارچوب، توافقهای صلح اغلب نتیجه محاسبات راهبردی هستند نه الزماً تحقق ارزشهای اخلاقی یا عدالت سیاسی.
یکی از نشانههای این رویکرد در پیمان ابراهیم، همزمانی آن با قراردادهای بزرگ تسلیحاتی است. تنها مدت کوتاهی پس از امضای توافق، ایالات متحده فروش جنگندههای پیشرفته F‑35 به امارات را در قراردادی به ارزش حدود ۲۳ میلیارد دلار تأیید کرد (Reuters , 2020، 9). این همزمانی نشان میدهد که توافق صلح در عمل با منافع اقتصادی و نظامی نیز پیوند خورده است. چنین پیوندی باعث شده برخی تحلیلگران از مفهوم «صلح معاملاتی» برای توصیف این توافق استفاده کنند؛ مفهومی که در آن صلح بیشتر به عنوان ابزار همکاری امنیتی و اقتصادی میان دولتها عمل میکند.
۶. مسئله فلسطین و چالشهای مشروعیت صلح
یکی از مهمترین نقدهای مطرحشده درباره پیمان ابراهیم مربوط به جایگاه مسئله فلسطین در این توافق است. در بیانیه رسمی کاخ سفید اشاره محدودی به بهبود شرایط زندگی فلسطینیها شده است، اما هیچ تعهد مشخصی درباره تشکیل دولت مستقل فلسطین یا توقف شهرکسازیها وجود ندارد (White House Statement, ،2020، 18). این موضوع باعث شده برخی تحلیلگران این توافق را نمونهای از «صلح بدون فلسطین» توصیف کنند.
گزارشهای سازمان ملل نیز نشان میدهد که در سالهای پس از امضای این توافق، فعالیتهای شهرکسازی اسرائیل در بخشهایی از کرانه باختری افزایش یافته است (UN Report on Settlements, 2021 ،87). پژوهشگرانی مانند ایلان پاپه معتقدند که چنین روندی نشاندهنده تغییر در گفتمان صلح خاورمیانه است؛ به این معنا که مسئله فلسطین دیگر محور اصلی مذاکرات منطقهای محسوب نمیشود ( Pappé, 2021، 21). در تحلیل نهایی میتوان گفت که پیمان ابراهیم نوعی الگوی جدید از صلح را نمایندگی میکند که در آن اولویت اصلی ایجاد ائتلافهای امنیتی و اقتصادی میان دولتهاست، نه لزوماً حل ریشههای تاریخی منازعات.
3. بحث
در مقایسه میان دو الگوی صلح – قرآنی و پیمان ابراهیم – تفاوتی ماهوی در مبنا، هدف و اخلاق وجود دارد. قرآن کریم صلح را فرآیندی برای تحقق عدالت و رفع ظلم میداند؛ در مقابل، پیمان ابراهیم صلح را ابزاری برای مدیریت موازنه قدرت میان دولتها تعریف میکند.
در قرآن، صلح مبتنی بر توحید و عدالت الهی است؛ در پیمان ابراهیم، مبتنی بر منافع راهبردی و امنیت جمعی. قرآن در آیات متعدد از جمله (انفال:۶۱) و (نحل:۹۰) صلح را به عدالت مشروط میکند. اما در پیمان ابراهیم، عدالت بهعنوان پیششرط حذف شده و صرفاً همکاری سیاسی و اقتصادی معیار «صلح» قلمداد میشود (Bensahel, 2021 ،32, Geopolitical Logic of Abraham Accords).
در قرآن، صلح بدون رفع ظلم فاقد مشروعیت است؛ در مقابل، پیمان ابراهیم با حذف مسئله فلسطین، عملاً قربانی اصلی منازعه را از معادله خارج کرده است. علامه تأکید میکند که هر صلحی که منجر به تحکیم وضعیت ظالم گردد، از نظر قرآن باطل است (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج۹، ص۱۷۱). این اصل در قراردادهای سیاسی معاصر نادیده گرفته شده است.
در قرآن، هدف صلح «اصلاح» است: «فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ» (حجرات: ۱۰). اما در پیمان ابراهیم هدف، تشکیل محور امنیتی علیه ایران و ترکیه است (RAND, 2021 ،2). این امر نشان میدهد که صلح به ابزار مهار رقیب تبدیل شده است نه به وسیله اصلاح اجتماعی.
مطابق دیدگاه جوادی آملی (۱۳۹۱)، صلح حقیقی از عدالت و ایمان سرچشمه میگیرد؛ ولی در صلحهای سیاسی مبتنی بر قدرت، عدالت قربانی مصلحت میشود. از همین رو، پیمان ابراهیم را میتوان نمونهای از «صلح ابزاری» دانست.
به تعبیر ایلان پاپه (2021)، این پیمان «peace without morality» است – صلحی که نه پایان اشغال، بلکه تداوم آن در قالبهای نرم است. بدینسان، اگر در قرآن صلح وسیلهای برای تحقق ارزشهای الهی است، در پیمان ابراهیم صلح ابزاری برای تثبیت نظم قدرت در خاورمیانهِ پساآمریکایی است.
|
محور مقایسه |
صلح در قرآن |
صلح در پیمان ابراهیم |
|
مبنای مفهومی |
مبتنی بر عدالت الهی، کرامت انسانی و رفع ظلم |
مبتنی بر ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی |
|
تعریف صلح |
صلح بهعنوان فرآیند اصلاح اجتماعی و برقراری عدالت (نساء: 128؛ نحل: 90) |
صلح بهعنوان عادیسازی روابط سیاسی و اقتصادی میان دولتها |
|
شرط مشروعیت صلح |
تحقق عدالت و رفع ستم؛ صلحی که ظلم را تثبیت کند مشروع نیست (طباطبایی، المیزان) |
عدم طرح شرط عدالت برای طرفهای درگیر؛ تمرکز بر همکاری راهبردی |
|
جایگاه طرفهای درگیر |
توجه به حقوق همه طرفها و رفع نزاع میان آنان (حجرات: 10) |
تمرکز بر توافق میان دولتها بدون حضور مستقیم طرف اصلی منازعه (فلسطینیان) |
|
هدف نهایی |
ایجاد جامعه عادلانه و اصلاح روابط انسانی |
ایجاد ائتلاف سیاسی ـ امنیتی و توسعه همکاریهای اقتصادی |
|
کارکرد سیاسی |
کاهش تعارض از طریق عدالت و اصلاح |
بازآرایی موازنه قدرت منطقهای |
|
پیامد مورد انتظار |
صلح پایدار مبتنی بر عدالت اجتماعی |
ثبات راهبردی و همکاری اقتصادی میان دولتها |
جدول: مقایسه مفهوم صلح در قرآن و صلح در پیمان ابراهیم
این مقایسه نشان میدهد که صلح در قرآن ماهیتی ارزشی و عدالتمحور دارد، درحالیکه صلح در پیمان ابراهیم بیشتر ابزار سیاست و موازنه قدرت در سطح دولتهاست.
نتیجهگیری
در پاسخ به سؤال پژوهش میتوان گفت که بررسی مفهومی نشان میدهد صلح در قرآن بر مبنای عدالت، رفع ظلم و پاسداشت کرامت انسانی تعریف میشود و تحقق آن مستلزم برقراری توازن عادلانه در روابط انسانی و اجتماعی است؛ در حالیکه پیمان ابراهیم عمدتاً در چارچوب ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی و با هدف مدیریت منازعات و بازتنظیم موازنه قدرت منطقهای تبیین میشود. جمعبندی تحلیل تطبیقی نشان میدهد که میان صلح قرآنی بهعنوان صلحی عدالتمحور و صلح سیاسی مبتنی بر منافع قدرت تفاوتهای بنیادین وجود دارد و از همین رو میزان انطباق پیمان ابراهیم با اصول صلح قرآنی با چالشهای نظری و اخلاقی قابل توجهی روبهرو است. این یافتهها میتواند زمینهساز پژوهشهای آینده درباره نسبت الگوهای دینی صلح با سازوکارهای سیاسی معاصر در سطح منطقهای و بینالمللی باشد.