نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
نویسنده
دانش پژوه سطح 4، تفسیر تطبیقی، مدرسه علمیه تخصصی جضرت زینب( سلام الله علیها) آران و بیدگل، ایران
چکیده
تازه های تحقیق
چکیده مبسوط
تربیت نیروهای ولایتمدار، محوریترین رکن برای تحقق تمدن اسلامی و تأمین امنیت پایدار در جامعه است. در این میان، زن بهویژه در نقش مادر، نهتنها بهعنوان نخستین مدرسه تربیتی، بلکه بهمثابه ژرفترین لایه پایداری فرهنگی و معنوی در برابر تهدیدات نرم و سخت دشمن شناخته میشود. پژوهش حاضر با روش توصیفی‑تحلیلی و با بهرهگیری از آیات، روایات و سیره معصومان (علیهم السلام) و نیز تحلیل شرایط معاصر، به تبیین نقش راهبردی زن در فرایند تربیت نسلی ولایتمدار پرداخته است.
یافتههای تحقیق نشان میدهد که تربیت ولایتمدار، فرایندی هدفمند برای شکوفایی استعدادهای فطری در مسیر عبودیت و قرب الهی است که غایت آن، پذیرش آگاهانه و التزام عملی به ولایت معصومان (علیهم السلام) و در عصر غیبت، ولایت فقیه میباشد. در این مسیر، مادر با بهرهمندی از اصول تربیتی همچون الگوگیری عملی (تقدم عمل بر گفتار)، تدریج (اجتناب از شتابزدگی و تحمیل)، تکریم شخصیت همراه با محبت متوازن (پرهیز از افراط و تفریط در محبت)، و تشویق و تنبیه هدفمند (کاربرد همزمان بشارت و انذار)، میتواند ارزشهای دینی و ولایی را در عمق جان فرزندان نهادینه سازد.
در کنار اصول، شیوههای عملی مشخصی برای این نوع تربیت احصاء شده است: خودآگاهیبخشی و کرامتافزایی که با تقویت عزتنفس مبتنی بر باورهای دینی، مانع از افتادن فرزندان در دام هویتهای
کاذب میشود؛ پرورش حیا بهعنوان سپر اخلاقی در برابر هجمههای مبتذل دشمن؛ نظارت هوشمندانه بر همنشینان و مدیریت تربیت رسانهای در عصر سلطه شبکههای اجتماعی؛ تربیت بر محبت اهل بیت (علیهم السلام) بهعنوان عامل جهتدهی به رفتار و ایمنسازی در برابر انحرافات؛ اهتمام به عبادت خانوادگی که انضباط معنوی و روحیه صبر و ایثار را تقویت میکند و در نهایت شبههزدایی و بصیرتافزایی در خانواده برای مقابله با جنگ شناختی دشمن.
نکته محوری پژوهش، پیوند سه مؤلفه «اخلاق عملی»، «امنیت اجتماعی» و «روحیه جهادی» ذیل نقشآفرینی مادر است. اخلاق عملیِ نهادینهشده در خانواده، زیربنای اصلی امنیت اجتماعی بهشمار میآید؛ خانوادهای که اعضای آن به فضایل اخلاقی پایبندند، آرامش درونی و پیشگیرنده از ناهنجاریهای اجتماعی خواهد بود. همچنین روحیه جهادی که امروز در قالب جهاد تبیین، جهاد علمی، اقتصادی و فرهنگی تجلی مییابد، در خانوادهای رشد میکند که مادر با صبر، توکل و عمل صالح، الگویی عینی از مقاومت و مدیریت در بحران است.
در شرایط کنونی که جامعه ایران در میانه جنگ ترکیبی دشمن با ابزارهای رسانهای، شبههافکنی اعتقادی، ترویج فردگرایی و تضعیف ارزشهای خانواده قرار دارد، نقش مادر بهعنوان رکن مقاومت، از یک وظیفه فردی به مسئولیتی راهبردی و ملی تبدیل میشود. مادر آگاه و متعهد، خط مقدم دفاع از خانواده و جامعه است و با تربیت ولایتمدار، نسلی با هویت مستقل، بصیرتیافته، مسئولیتپذیر و پاسدار ارزشها پرورش میدهد.
نتیجه آنکه بازتعریف جایگاه زن در نظام تربیتی، یک اولویت راهبردی برای بقای انقلاب اسلامی و تمدنسازی نوین اسلامی است. این مهم نیازمند توجه جدی در سیاستگذاریهای کلان فرهنگی، نظام آموزشی، رسانههای ملی و برنامههای حمایتی از خانواده است. مادر تراز انقلاب اسلامی، معمار اصلی آینده انقلاب و ضامن استمرار راه امام و شهداست.
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
The education of individuals committed to religious guardianship is a foundational pillar for the realization of Islamic civilization and a guarantor of sustainable social security. Within this framework, women—particularly in the role of mothers—serve not only as the first school of moral formation but also as the deepest layer of cultural and spiritual resilience against both soft and hard threats. Using a descriptive‑analytical method and drawing upon Qur’anic verses, narrations, the conduct of the Infallibles, and contemporary socio‑cultural conditions, this study examines the strategic role of women in cultivating individuals devoted to the principles of religious guardianship.
The findings indicate that principles such as practical role‑modeling, gradualism, respect for personal dignity, balanced affection, and purposeful encouragement and discipline—alongside methods such as fostering self‑awareness, promoting family worship, cultivating modesty, supervising companions, and managing media‑based education—constitute key tools for mothers in instilling religious and value‑based commitments. In the context of today’s hybrid warfare, this strategic role becomes a frontline of defense for religious and national identity, as families in which women connect value‑oriented education with a spirit of spiritual struggle become centers for generating psychological security, social capital, and sustained resistance against cultural and security‑driven pressures.
Therefore, redefining the role of women within the educational system is not a secondary cultural issue but a strategic priority for societal continuity and civilizational development.
Keywords: women, value‑oriented upbringing, practical ethics, social security, spirit of struggle, hybrid warfare, family.
کلیدواژهها [English]
نقش راهبردی زن در تربیت نیروهای ولایتمدار: واکاوی پیوند اخلاق عملی با امنیت اجتماعی و روحیه جهادی در بستر جنگ ترکیبی
چکیده
تربیت نیروهای ولایتمدار، ستون فرازمند تحقق تمدن اسلامی و تضمینکننده امنیت پایدار جامعه است. در این میان، زن، بهویژه در جایگاه مادر، نهتنها نخستین مدرسه تربیت، بلکه ژرفترین لایه پایداری فرهنگی و معنوی در برابر تهدیدات نرم و سخت دشمن محسوب میشود. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی‑تحلیلی و با استناد به آیات، روایات و سیره معصومان (علیهمالسلام) و نیز تحلیل شرایط معاصر، به تبیین نقش راهبردی زن در فرایند تربیت نیروهای ولایتمدار میپردازد.
یافتهها نشان میدهد که اصولی چون الگوگیری عملی، تدریج، تکریم شخصیت، محبت متوازن و تشویق و تنبیه هدفمند، و نیز شیوههایی همچون خودآگاهیبخشی، اهتمام به عبادت خانوادگی، پرورش حیا، نظارت بر همنشینان و مدیریت تربیت رسانهای، از مهمترین ابزارهای مادر برای نهادینهسازی ارزشهای دینی و ولایی است. در شرایط جنگ ترکیبی کنونی، این نقش راهبردی به خط مقدم دفاع از هویت ملی و دینی تبدیل میشود؛ زیرا خانوادهای که زن در آن تربیت ولایتمدار را با روحیه جهادی پیوند زند، کانونی برای تولید امنیت روانی، سرمایه اجتماعی و مقاومت پایدار در برابر تهاجم فرهنگی و امنیتی خواهد بود.
نتیجه آنکه بازتعریف نقش زن در نظام تربیتی، نه یک مسئله فرهنگی فرعی، بلکه یک اولویت راهبردی برای بقای انقلاب و تمدنسازی اسلامی است.
کلیدواژهها: زن، تربیت ولایتمدار، اخلاق عملی، امنیت اجتماعی، روحیه جهادی، جنگ ترکیبی، خانواده.
مقدمه
خانواده نخستین و ماندگارترین نهاد اجتماعی است که شخصیت فردی و جمعی انسان در آن شکل میگیرد. در این میان، زن بهعنوان مادر، نقشآفرینی بیبدیلی دارد؛ او نهتنها فرزند را از نظر جسمانی پرورش میدهد، بلکه بنیادهای ایمانی، اخلاقی و هویتی او را نیز پیریزی میکند. در ادبیات دینی، تربیت بهمعنای «رساندن چیزی به حد کمالش بهصورت تدریجی» (کفعمی، المصباح، ص۳۳۳) و در اندیشه انقلاب اسلامی، تربیت نیروی ولایتمدار بهمعنای پرورش نسلی است که محوریت ولایت فقیه را با بصیرت، تعهد عملی و روحیه جهادی پذیرفته و در راه تحقق اهداف انقلاب پایدار باشد.
امروزه جامعه ایران در میانه جنگ ترکیبی دشمن قرار دارد؛ جنگی که با بهرهگیری از رسانههای نوین، شبکههای اجتماعی، شبههافکنی اعتقادی، تضعیف ارزشهای خانواده و ایجاد بحران هویت، قصد دارد بنیانهای ایمانی و انقلابی نسل جوان را متلاشی کند. در چنین شرایطی، نقش مادر بهعنوان سدّ محکم در برابر این تهدیدات، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. مقام معظم رهبری بارها بر نقش خانواده و بهویژه مادر در «تحکیم بنیانهای دینی» و «مقاومسازی نسل جوان» تأکید کردهاند (بانکیپور و قماشچی، کودک، نوجوان و جوان، ج۲، ص۷۹).
این پژوهش در پی آن است که با واکاوی اصول و شیوههای تربیت ولایتمدار از منظر منابع دینی، پیوند آن را با دو مؤلفه «امنیت اجتماعی» و «روحیه جهادی» تبیین کند و در نهایت، نقش راهبردی زن را در مواجهه با جنگ ترکیبی دشمن بهعنوان یک ضرورت انقلابی و تمدنی نشان دهد.
۱. مبانی نظری: خانواده و تربیت ولایتمدار در جنگ ترکیبی
در فرهنگ اسلامی، تربیت فراتر از آموزش، بهمعنای شکوفایی استعدادهای فطری انسان در مسیر عبودیت و قرب الهی است. قرآن کریم هدف خلقت را عبادت معرفی میکند: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات: ۵۶) و عبادت نیز جز با تربیتی پیوسته و هدفمند میسّر نمیشود. از این رو، پیامبران بهعنوان مربیان الهی برانگیخته شدند تا انسان را از ظلمات جهل و گناه به سوی نور علم و تقوا هدایت کنند.
خانواده نخستین و اصلیترین عرصه این تربیت است. امام سجاد(علیه السلام) در رساله حقوق، حق فرزند بر پدر را «أن یعلّمه الأدب و یهدیه إلی ربّه» برمیشمارد (نصیرزاده، سیری در رساله حقوق، ج۲، ص۳۷۳). در این میان، نقش مادر بهدلیل حضور مستمر، پیوند عاطفی عمیق و تأثیرگذاری در دوران حساس شکلگیری شخصیت، از جایگاه ممتازی برخوردار است.
ولایتمداری در اندیشه شیعی، یعنی پذیرش رهبری معصوم(علیهم السلام) و در عصر غیبت، نائب برحق او (ولی فقیه) و التزام عملی به ارزشهای ناشی از این پذیرش. این نوع از تربیت، فراتر از دینداری فردی، بهمعنای آمادهسازی انسانهایی است که در عرصه اجتماعی، سیاسی و دفاعی، وفادار به خط ولایت بوده و در برابر جبهه باطل ایستادگی کنند. حضرت زهرا(علیها السلام) با تربیت فرزندانی چون حسنین(علیهما السلام) و زینب کبری(علیها السلام)، الگوی کاملی از این نوع تربیت را به نمایش گذاشتند.
1-3-1. چیستی جنگ ترکیبی
جنگ ترکیبی، آمیزهای از ابزارهای نظامی، امنیتی، اقتصادی، رسانهای و فرهنگی است که با هدف فروپاشی نظام سیاسی و تغییر ارزشهای یک جامعه بهکار گرفته میشود. در این الگو، دشمن بهجای رویارویی مستقیم نظامی، با بهرهگیری از فضای مجازی، شبکههای اجتماعی، نهادهای مدنی و حتی القای شبهات اعتقادی، سعی در تخریب اعتماد عمومی، بحرانآفرینی هویتی و گسست پیوند مردم با نظام اسلامی دارد.
2-3-1. هدف دشمن از تمرکز بر خانواده و زن
دشمن در جنگ ترکیبی، خانواده را بهعنوان اصلیترین پایگاه فرهنگی و تربیتی هدف قرار میدهد. ترویج طلاق، کاهش جمعیت، فردگرایی، بیبندوباری جنسی و تضعیف نقش مادری، از جمله راهبردهایی است که با هدف فروپاشی خانواده از درون دنبال میشود. زن در این میان، هم بهعنوان هدف (با ترویج بیحجابی و مصرفگرایی) و هم بهعنوان ابزار (برای نفوذ در خانوادهها) مورد هجوم است.
3-3-1. مادر بهمثابه رکن مقاومت در جنگ ترکیبی
در چنین شرایطی، مادر آگاه و متعهد، خط مقدم دفاع از خانواده و جامعه است. او با تربیت ولایتمدار، نسلی را پرورش میدهد که:
- دارای هویت مستقل و عزت نفس مبتنی بر ارزشهای دینی باشد.
- در برابر شبهات و هجمههای اعتقادی، بصیرت و توانایی تحلیل داشته باشد.
- مسئولیتپذیری اجتماعی و روحیه جهادی را در عمل نشان دهد.
- از کیان خانواده و ارزشهای آن پاسداری کند.
این نقش، فراتر از یک وظیفه فردی، به یک وظیفه راهبردی و ملی تبدیل میشود. رهبر شهید فرمودند: «زنان ایرانی با تربیت فرزندان صالح، دارند انقلاب را بیمه میکنند» (بیانات 22/12/1396).
۲. اصول راهبردی تربیت ولایتمدار (با تأکید بر نقش مادر)
امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ» (کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۱۰۵). یعنی مردم را با عمل خود به خیر دعوت کنید. این روایت، اصل اساسی تربیت را «تقدم عمل بر گفتار» معرفی میکند. مادر با رفتار روزمره خود – از نحوه عبادت تا سبک سخن گفتن و تعامل با دیگران – مهمترین الگوی فرزند است. روانشناسانی چون فروید نیز بر فرایند همانندسازی کودک با والد همجنس تأکید کردهاند که ارزشهای اخلاقی و جنسیتی را منتقل میکند (ماسن و دیگران، رشد و شخصیت کودک، ص۵۴۷).
در شرایط جنگ ترکیبی که رسانهها با ارائه الگوهای کاذب (ستارگان سینما، خوانندگان و...) به تغییر هویت نسل جوان میپردازند، حضور مادر بهعنوان الگویی زنده، واقعی و باورمند، میتواند مانع از اسارت فرزندان در برابر این الگوهای مخرب شود. توصیه میشود مادر با بزرگداشت مناسبتهای دینی، معرفی شخصیتهای بزرگ و بهرهگیری از کتاب و فیلمهای فاخر، الگوهای اصیل را جایگزین الگوهای بیگانه کند.
تربیت فرایندی تدریجی است. در روایات، آموزش عبادات به کودکان نیز بهصورت تمرینی و متناسب با توان آنان توصیه شده است. عبادات تمرینی، هرچند تکلیف شرعی بهدنبال ندارد، اما انس با خدا و احساس مسئولیت دینی را در کودک نهادینه میکند. فلسفی مینویسد: کودکی که از آغاز با نماز و دعا مأنوس شود، در بحرانهای زندگی میتواند از این سرمایه معنوی بهره گیرد (فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ص۱۹۹).
در عرصه جنگ نرم، دشمن با شتابزدگی به دنبال تغییر سریع باورها و رفتار جوانان است. اصل تدریج در خانواده، یعنی ایجاد تدریجی و پایدار باورهای دینی، یک راهبرد دفاعی در برابر این شتابزدگی تحمیلی است.
3-2. اصل تکریم شخصیت و محبت متوازن
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: «أَکْرِمُوا أَوْلَادَکُمْ وَأَحْسِنُوا آدَابَهُمْ یُغْفَرْ لَکُمْ» (مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۹۵). تکریم فرزند، عزتنفس و اعتمادبهنفس او را تقویت میکند و از پناه بردن به هویتهای کاذب جلوگیری مینماید. در مقابل، محبت افراطی نیز بهاندازه بیمهری زیانبار است. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «بِئْسَ الْأَبُ مَنْ أَفْرَطَ فِی بِرِّ وَلَدِهِ» (فلسفی، الحدیث، ص۲۰۴). محبتی که با نظم و مسئولیتپذیری همراه نباشد، فرزندی سلطهطلب و ناتوان از رویارویی با سختیها میپروراند.
در تحلیل جنگ ترکیبی، دشمن با ترویج سبک زندگی مصرفگرا و فردگرا، سعی در گسست عاطفی میان اعضای خانواده دارد. محبت آگاهانه و توأم با کرامت، چسبی است که پیوند خانواده را مستحکم میکند و کانون خانواده را در برابر تفرقهافکنیهای دشمن مقاوم میسازد.
قرآن کریم با کاربرد همزمان «بشارت» و «إنذار» (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۲۵) ضرورت دوگانه تشویق و تنبیه را در هدایت انسان یادآور شده است. تشویق، استعدادهای درونی را شکوفا میکند و تنبیهِ بهجا از عادت به ناهنجاریها جلوگیری مینماید. در دوران جنگ نرم که دشمن با تطمیع و تهدید به دنبال تغییر ارزشهاست، والدین باید با تقویت نظام تشویق و تنبیه منطقی در خانواده، فرزندان را در برابر این دوگانه کاذب ایمن کنند.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرمایند: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» (تمیمی آمدی، غررالحکم، ص۷۶۸) و نیز «مَنْ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَرْجُ خَیْرَهُ» (همان، ص۲۳۲). خودشناسی، بنیاد پرهیز از گناه و زمینهساز پذیرش ولایت است. مادر با آشنا ساختن فرزند به کرامت ذاتی انسان و جایگاه خلافت الهی او، مانع از افتادن وی در دام ضدّارزشها میگردد.
در شرایط جنگ شناختی که دشمن با روایتهای تحقیرآمیز از هویت ایرانی‑اسلامی، قصد ایجاد احساس حقارت در نسل جوان را دارد، تقویت عزتنفس مبتنی بر باورهای دینی، یک اقدام ضدجنگ محسوب میشود.
حیا از نگاه امام صادق(علیه السلام) عامل بازدارنده از قبیح و ضامن وفای به عهد و احترام به حقوق دیگران است (جعفی کوفی، توحید المفضل، ص۷۹). حیا، افزون بر حفظ عفت فردی، به امنیت اجتماعی نیز کمک میکند. در جنگ ترکیبی، دشمن با ترویج بیحیایی در رسانهها و فضای مجازی، به دنبال فروپاشی حریمهای اخلاقی و فروکاستن جایگاه زن به کالاست. مادر با آموزش حیا در گفتار، پوشش و رفتار، نهتنها دختران، بلکه پسران را نیز در برابر این موجآلودگی مقاوم میسازد.
امام علی(علیه السلام) میفرمایند: «لَا تُصَاحِبِ الشَّرِیرَ فَإِنَّ طَبْعَکَ یَسْرِقُ مِنْ طَبْعِهِ شَرًّا وَأَنْتَ لَا تَعْلَمُ» (معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۷۲). این روایت، خطر معاشرت با نابابان را گوشزد میکند. امروز رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی، نقش همنشینان نامرئی را ایفا میکنند. مادر با آگاهی از آسیبهای اینترنت، استقرار رایانه در فضای عمومی خانه، آموزش نه گفتن به پیامهای ناشناس و ایجاد جایگزینهای فرهنگی (کتاب، اردو، فعالیت گروهی)، میتواند نظارت هوشمندانهای بر این همنشینان مجازی داشته باشد (امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ج۲، ص۱۱۴).
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: «أَدِّبُوا أَوْلَادَکُمْ عَلَی حُبِّ عَلِیٍّ» (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۴۹۳). محبت اهل بیت(علیهم السلام) نه یک احساس صرف، بلکه عاملی برای جهتدهی به رفتار و ایمنسازی در برابر انحرافات است. مادر با برگزاری جشنهای ولادت، ذکر فضایل، گره زدن خاطرات خوش با سیره معصومان (علیهم السلام) و ایجاد پیوند معنوی با اماکن متبرکه، این محبت را در فرزند نهادینه میکند. در جنگ ترکیبی که دشمن با شبههافکنی در ساحت امامت و ولایت فقیه به دنبال ایجاد فاصله میان مردم و رهبری است، این محبت ریشهدار، سپری در برابر القائات سوء خواهد بود.
5-3. اهتمام به عبادت و روحیه جهادی
خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمان میدهد: «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا» (طه: ۱۳۲). نماز و عبادت در خانواده، افزون بر ایجاد انضباط معنوی، روحیه صبر، ایثار و جهاد را تقویت میکند. رهبر شهید عبادات را عامل «محکم شدن جوانان در مقابل تهاجم فرهنگی» میدانستند (بانکیپور و قماشچی، کودک، نوجوان و جوان، ج۲، ص۷۹). عبادت جمعی در خانه، دعاهای دستهجمعی و توجه به نماز اول وقت، روحیه جهادی را در فرزندان بهصورت عملی نهادینه میکند.
6-3. شبههزدایی و بصیرتافزایی در خانواده
یکی از شیوههای مهم در جنگ ترکیبی، شبههافکنی در مبانی دینی و انقلابی است. امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «بَادِرُوا أَوْلَادَکُمْ بِالْحَدِیثِ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَکُمْ إِلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ» (کلینی، اصول کافی، ج۶، ص۴۷). مرجئه در آن روز، گروهی بودند که عمل را در دین نفی میکردند؛ امروز نیز جریانهایی با همین رویکرد، ارزشهای انقلابی و جهادی را به حاشیه میرانند.
مادر با آموزش معارف دینی در قالب داستان، گفتوگو و پاسخ به شبهات سنختی، میتواند فرزند را از ابتلا به انحرافات فکری مصون دارد.
رهبر شهیدمون نیز تأکید میکردند: «امروز باید با شبهات ذهنی جوانان، برخوردی متفکرانه و کارشناسانه بشود، زیرا دشمن در صدد شبههپراکنی است» (طهماسبی، شیوههای رفتار با جوانان، ص۸۴).
امنیت اجتماعی فقط با تدابیر پلیسی تأمین نمیشود؛ ریشه آن در اخلاقیات نهادینهشده در خانواده است. از نظر امام علی(علیه السلام)، عبادات همچون نماز و روزه، دست و پا را از گناه بازمیدارند و تکبر و زورگویی را از بین میبرند (نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۲). خانوادهای که اعضای آن به اخلاق عملی پایبندند، نهتنها درون خود آرامش دارد، بلکه بهعنوان یک سلول سالم، از بروز ناهنجاریهای اجتماعی پیشگیری میکند.
جهاد در عصر حاضر، فقط به میدان نبرد محدود نیست. جهاد تبیین، جهاد علمی، جهاد اقتصادی و جهاد فرهنگی نیز از مصادیق مهم آن هستند. روحیه جهادی یعنی ایثار، مدیریت در بحران، مقاومت در برابر محرومیتها و حفظ انسجام در شرایط سخت است. این روحیه در خانوادهای رشد میکند که مادر آن با صبر، توکل و عمل صالح، الگوی عملی برای فرزندان باشد. مادرانی که در زمان جنگ تحمیلی، پشت جبهه را اداره میکردند و امروز نیز در برابر جنگ اقتصادی و رسانهای، با مدیریت معیشت و تربیت آگاهانه فرزندان، نقشآفرینی میکنند، تجسم عینی این پیوند هستند.
نتیجهگیری
زن در جایگاه مادر، نقشی راهبردی و بیبدیل در تربیت نیروهای ولایتمدار ایفا میکند. این نقش، متکی بر اصولی همچون الگوگیری عملی، تدریج، تکریم، محبت متوازن و تشویق و تنبیه هدفمند و شیوههایی چون خودآگاهیبخشی، پرورش حیا، تربیت عبادی، مدیریت معاشرت و رسانه و شبههزدایی است. در شرایط جنگ ترکیبی امروز، این نقش از یک وظیفه فردی به یک مسئولیت راهبردی برای بقای انقلاب و تحقق تمدن اسلامی تبدیل شده است. خانوادهای که زن در آن بهعنوان مربی ولایتمدار عمل کند، کانون تولید امنیت اجتماعی و روحیه جهادی خواهد بود.
بازخوانی جایگاه زن در نظام تربیتی، ضرورتی است که باید در سیاستگذاریهای کلان فرهنگی، نظام آموزشی، رسانهها و برنامههای حمایتی از خانواده مورد توجه قرار گیرد. مادر تراز انقلاب اسلامی، نه یک سوژه مصرفی در تبلیغات، بلکه معمار اصلی آینده انقلاب و ضامن استمرار راه امام و شهداست.